السيد حامد النقوي

326

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و نيز آن جناب را بسوى يمن ارسال فرموده بود تا اهل يمن را تفقيه در دين و تعليم سنن نمايد و حكم بكتاب اللَّه در ايشان بفرمايد و ازينجاست كه از جناب امير المؤمنين عليه السّلام در عهد جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلم قضاياى جليله و آثار جميله به حدى ظاهر شده كه احدى از عقلاى مسلمين انكار آن نمىتواند كرد پس اگر حسب مزعوم سمهودى نعوذ باللّه ابو بكر اعلم صحابه بود مىبايست كه در عهد سرور كائنات عليه و آله آلاف التحيات ازو ظهور آثار اعلميت شود حال آنكه اصلا از وى اثرى از آثار عالميت فضلا عن الاعلمية در آن عصر ظاهر نشد و گذشته از آن در عهد خود ابو بكر كه بلا ريب نزد سمهودى مردم به او احتياج داشتند نيز اثرى از آثار آن بظهور نرسيد سبحان اللَّه اين چه خوش اعلم صحابه است كه نه در عهد نبوى اثرى از اعلميت او مشهود مىشود و نه در عهد خودش علامتى از آن ظاهر مىگردد و با اين همه اتباع و اشياع او از حسن ظن باز نمىآيند و او را بمزيد خوش عقيدتى اعلم صحابه خوانده طريق تحكم مىپيمايند و از عجائب محيرهء عقول اين ست كه سمهودى درين كلام زعم مىنمايد كه زمان خلافت ابو بكر زمان ظهور علم او بود ليكن چون مدتش طولانى نشد لهذا اعلمش منتشر و مشتهر نشد و در ما بعد خواهى دانست كه بنبانى زمان خلافت خلفاى ثلاثه را زمان ظهور علم ايشان نمىداند بلكه مشغوليت ايشان را باشغال خلافت مانع از افادهء و افاضه گمان مىكند و عدم رجوع مردم را بسوى ثلاثه در زمان خلافت ايشان و رجوع مردم را بسوى امير المؤمنين عليه السّلام در زمان مذكور ناشى از همين معنى وامينمايد و فى هذين الزعمين من التضاد ما لا يخفى على اهل السداد و الرشاد ثالثا اگر ازين همه قطع نظر كنيم و فرضا و تقديرا تسليم نمائيم كه علم ابو بكر بسبب قصر مدت خلافت او مشتهر نشد ليكن باز هم حرف مدعاى سمهودى بكرسى نمىنشيند زيرا كه درين صورت كم از كم مىبايست كه اثرى از آثار جهالت و ضلالت ابو بكر و علامتى از علامات فقدان علم و فهم او ظاهر نگردد حال آنكه بر متتبع خبير و ناظر بصير واضح و مستنيرست كه درين زمان يسير از ابو بكر غرير چقدر آثار جهل و علامات ضلال و براهين تبرّى از ملكهء علم و فهم و دلائل تعرّى از حليهء كمال و حكم ظاهر و باهر گرديده چنانچه به حمد اللَّه شطرى از آن در كتاب مستطاب تشييد المطاعن نيز بمعرض تحقق و تبرهن و منصه تجلى و تبين رسيده و پر ظاهرست كه بعد اين تقرير احدى از ارباب عقل باور نمىتوان كرد كه ابو بكر حظى از علم داشت فضلا عن الاعلمية چه جهالات فاضحه و عمايات لائحه كه از ابو بكر صادر شده هرگز از ادنى عالمى صادر نمىشود چه جاى اعلم صحابه چه جاى كسى كه معاذ اللَّه حسب مزعوم مشوم سمهودى از باب مدينهء علم عالمتر باشد